هر صبح به تو فکر میکنم ،
هر صبح به تو فکر میکنم ،
با جای خالیات حرف میزنم،
تیترهای روزنامه را برایت میخوانم
و صبحانه را جای تو به خودم تعارف میکنم،
از اتاق صدایت را میشنوم که: «لباسهاتو اتو کردم و گذاشتم رو تخت.»
لباسهای چروک هر روزهام را میپوشم
و با صدای بلند از تو که نیستی
تشکر میکنم،
عطر تلخ همیشگی را میزنم،
در را آهسته میبندم
و چهار قفلهاش میکنم
که مبادا جای خالیات از خانهام فرار کند
با جای خالیات حرف میزنم،
تیترهای روزنامه را برایت میخوانم
و صبحانه را جای تو به خودم تعارف میکنم،
از اتاق صدایت را میشنوم که: «لباسهاتو اتو کردم و گذاشتم رو تخت.»
لباسهای چروک هر روزهام را میپوشم
و با صدای بلند از تو که نیستی
تشکر میکنم،
عطر تلخ همیشگی را میزنم،
در را آهسته میبندم
و چهار قفلهاش میکنم
که مبادا جای خالیات از خانهام فرار کند
- ۴۹۶
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط