هر صبح به تو فکر می‌کنم ،

هر صبح به تو فکر می‌کنم ،
با جای خالی‌ات حرف میزنم،
تیترهای روزنامه را برایت می‌خوانم
و صبحانه را جای تو به خودم تعارف می‌کنم،
از اتاق صدایت را می‌شنوم که: «لباس‌هاتو اتو کردم و گذاشتم رو تخت.»
لباس‌های چروک هر روزه‌ام را می‌پوشم
و با صدای بلند از تو که نیستی
تشکر می‌کنم،
عطر تلخ همیشگی را میزنم،
در را آهسته می‌بندم
و چهار قفله‌اش می‌کنم
که مبادا جای خالی‌ات از خانه‌ام فرار کند
دیدگاه ها (۱)

“من نبودم دستم بود ، تقصیر آستینم بود آستین مال کت ام بود ، ...

هیچ وقت تصاحب کردن را یاد نگرفتم اینکه بروی با چنگ ودندان یک...

اگر به بچه های کار لبخند بزنیم؛ اگر برای درد دل ها و نارضایت...

به تو فکر میکنمزیبا میشومحبس میشومدر چهارخانه پیراهنتعطر تو ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط