آهوی توام بره ای بی صبر و قرارم

آهوی توام بره ای بی صبر و قرارم
تا کی بنشینم تو بیایی ب شکارم

تا کی بنشینم برسی چای بنوشیم
یک عالمه گلدان لب ایوان بگذارم

لب های تو خوب است
نفس های تو خوب است
عطر تو ک هر وقت میآیی ب کنارم

جایی بده در زندگی ات جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم

من ماهی ام و عشق تو دریای عمیقی ست
هرسو بروم باز ب موج تو دچارم … …

غرقم کن و صیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم
دیدگاه ها (۱)

💟 💖 🔸 💜 💙 💛 :دید ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﺻﺤﺮﺍ ﻧﻮﺭﺩﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺩﯾﻪ ﺑﻨﺸﺴﺘﻪ...

یادمان باشدزندگی چیزهایی نیست که جمع میکنیمزندگی قلب هایی اس...

عجب صبری خدا دارد!اگر من جای او بودم؛که می دیدم:یکی عریان و ...

کاش یه مغازه بود...آدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط