پیر که بِشَم

پیر که بِشَم
بَچه هام، نَوه هام
ازم میپُرسَن:
عاشِق شُدےتاحالا؟
آخ که این سوال
چِقَد میتونه
سَردَم کُنه ،
داغَم کُنه
مُرور میکُنَم
خاطِره هامو با تو
یادَم میاد؛
قدم زدنامون و
حرفامون،
خَنده هامون..
یه قطره اشک
سُر میخوره از روےگونَم!
چے بایَد جواب بِدَم؟
بِگَم آره؟
بَعد بِگم چے شُد؟
سوالِ دومِشون و میپُرسَن:
وااا چےشُد؟
آره یا نه؟
یه نَفس عمیق میکشم،
آخ که چقدر دِلم بَرایَت تنگ میشود!
جواب میدم:
- نه عزیزم ،
عاشقےخوب نیست ،
میسوزونَتِت ،
نابودِت میکُنه..!!!
دیدگاه ها (۱)

آرزو میڪنم...!!! نه حسرت ڪَذشته...غمڪَینتون ڪنه.و نه غم آیند...

دردمیکند هنوزجاے"دوست داشتنت"دل من"ارام"بگیراوبے تو"ارام"است

هر جاےدنیا میخواهے باش ....من احساسم را با همین دست نوشته ها...

یہ لَحظّـہ گـوش کٌـن خٌـدانہ بَچـّہ بـٰازیِ نـہ اَدا و اَطـو...

کوک: زبون درازی نکن لیا: کوک بس کن نمی‌دیدی چی داشت میگفت بع...

عشق در تاریکی پارت: ۱۱ یک روز از اون ماجرا گذشته بود و من فک...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۶صبح از خواب بیدار شدم و رفتم دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط