می سپارم دل به دریا،بی خیال

می سپارم دل به دریا،بی خیال
می شمارم لحظه ها را،بی خیال

می کشم بر دفتر نقاشی ام
نقش های زشت و زیبا،بی خیال

دوره گردی می شوم هر شب چو باد
میکنم فکر غزل را،بی خیال

لا به لای آن غزل ها می کشم
سرنوشت خیس خود را،بی خیال

گاه در آشفته بازار دلم
می شوم تنهای تنها،بی خیال

بی خبر از شعر پر تشویش عشق
می کنم خود را تماشا بی خیال

گاه می سازم برای روح خود
نردبانی تا ثریا،بی خیال

گاه از ترس نبود مصرعی
می زنم عمری تقلا،بی خیال

بی خیالم با خود اما با تو من
حرف هایی دارم اما......بی خیال......
دیدگاه ها (۷)

دیر امدی که سوز مرا ساز نماییزسازدل چه شنیدی که باز نماییمگر...

عشق را دنیا به نام ما نوشت عاشقم من، عاشق این سرنوشت در کنار...

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیمغافل از خود دیگری را هم...

گفتی مرا نبوس، به قرآن نمی شودمن باشم و تو باشی و باران...، ...

طبیعت

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط