دوست دارم شبی و خلوت و باران...باتو
دوست دارم شبی و خلوت و باران...باتو
زیر چتر غزل و خیس خیابان....با تو
شانه به شانه ی هم،در تب یک حس غریب
دست در دست هم و فصل بهاران...با تو
عطر گیسوی تو و شور و شراب و حافظ
تب آغوش من و یک شب عریان...باتو
تو بخندی و مرا تا به خودت پل بزنی
من نگاهت کنم و مست و غزلخوان...باتو
برویم تا به در خانه ی خورشید شبی
تو همه محو من و من همه حیران...با تو
با دلی تشنه و درجذبه ی چشم تو اسیر
دوست دارم شبی و خلوت و باران...با تو
زیر چتر غزل و خیس خیابان....با تو
شانه به شانه ی هم،در تب یک حس غریب
دست در دست هم و فصل بهاران...با تو
عطر گیسوی تو و شور و شراب و حافظ
تب آغوش من و یک شب عریان...باتو
تو بخندی و مرا تا به خودت پل بزنی
من نگاهت کنم و مست و غزلخوان...باتو
برویم تا به در خانه ی خورشید شبی
تو همه محو من و من همه حیران...با تو
با دلی تشنه و درجذبه ی چشم تو اسیر
دوست دارم شبی و خلوت و باران...با تو
- ۵۰۵
- ۲۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط