گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!پرسیدند :چه میکنی؟پاسخ داد:دراین نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود راپر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !گفتند :حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است!و این آب فایده ای ندارد!گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم،اما آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟پاسخ میدم :هر آنچه از من بر می آمد..
دیدگاه ها (۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

007-پنهان در مه - پارت ۷۱

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط