پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …

پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …
پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟
گفت : سربند یا زهرا !
گفتم : یکیش رو بردار ببند دیگه ، چه فرقی داره ؟
گفت : نه ! آخه من مادر ندارم …
دیدگاه ها (۱)

مکه برای شما ، فکه برای من !بالی نمی خواهم ، این پوتین های ک...

گردان پشت میدون مین زمین گیر شد ، چند نفر رفتن معبر باز کنن ...

سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند !..و ت...

شهدا رفتند تا .....

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

Part ⁴⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:او...

Part ¹⁶ویو لیلی با این چیزی که از دهن مادر جون اومد بیرون شو...

یا ابالفظلل عباس

شاهزاده دوست داشتنی من

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 123・⁠]⁠ᕗداداش عزیزم داشت سعی...

صدای مهیب p21

ادامه پارت ۱۲

بازم ایان هستم اومدم مزاحم بشم😵‍💫بچها یه حرومزاده اومده پیوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط