من آن ستارهی نامرئیام که دیده نشد

من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشد
صدای گریه‌ی تنهاییش شنیده نشد

من آن شهاب شرار آشنای شعله‌ورم
که جز برای زمین‌خوردن آفریده نشد

من آن فروغ فریبای آسمان گَردم
که با تمام درخشندگی، سپیده نشد

من آن نجابت درگیر در شبستانم
که تا وسوسه بر قامتش تنیده نشد

نجابتی که در آن لحظه‌های دست و ترنج
حریم عصمت پیراهنش دریده نشد

من از تبار همان شاعرم که سرو قدش
به استجابت دریوزگی خمیده نشد

همان کبوتر بی‌اعتنا به مصلحتم
که با دسیسه‌ی صیاد هم خریده نشد

رفیقِ من، همه تقدیم مهربانی تو ...
اگر چه حجم غزل‌های من قصیده نشد
دیدگاه ها (۱)

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشدمیان خسته گی هایم صدای آشن...

دلم همیشه گرفته از این زمانه ی تلخکه لحظه لحظه به من می دهد ...

دلم گرفته؛دلم عجیب گرفته استو هیچ چیز،نه این دقایق خوشبو که ...

❤ " تـنـهــــــــایـــی "❤ نـام دیـگـر " پــایــیــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط