پنهان نکن نام مرا زیر زبانت

پنهان نکن نام مرا زیر زبانت
بگذار تا شیرین شود طعم دهانت

با خنده هایت شعله ور کن پیکرم را
خاکسترم را پخش کن روی لبانت

بگذارتا جاری شود سیلابی ازخون
از زخم پنهان مانده در اعماق جانت

دیگر کجا باید به دنبالت بگردم
دنبال ردی از نگاه مهربانت

من آن پرستویم که راهش را بلد نیست
می ترسم آخر گم شوم در آسمانت

شیرینم اما تلخ می دانم ولی تو
پنهان نکن نام مرا زیر زبانت ...
دیدگاه ها (۲)

اگر در خانه قلب تو مهمانم٬ دعایم کناگر هر لحظه در یاد تو می‌...

تو که شهزاده ی من بودی و من عاشق رویتبی تو بی تاب شدم همچو پ...

‌ ناز چشمانت کشم آنقدر، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زن...

عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدیجملگی از من شدی اما تو من ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط