دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند...فریاد میکشد،میلرزد،خما

دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند...فریاد میکشد،میلرزد،خمارت میشود...رها که شد او می ماند و عمری وسوسه ی تلخ دوباره خواستن تو............
دیدگاه ها (۱)

اتاق کوچک بود و خفقان‌آور. تنها وسایل اتاق، یک تخت‌خواب فلزی...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

تولدت مبارک، حبیب جان... تو رفتی، اما صدایت ماند.حالا به رسم...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط