همیــــــــــشه

همیــــــــــشه
قصه ی شــــــــــب
در همین
خلاصه شدست

تــــــــــو
غرقِ خوابی و
مــــــــــن
غرقِ آرزوی توٵم
دیدگاه ها (۱)

فدایِ چشمهایِ مســتِ مســتتمن و این نیستی قربانِ هســتتجهان ...

جمعه هابیشتر از هر روز دیگرنگرانت می شوم می ترسم دلت بگیردو ...

گاه گویمکــــــــــه بنالــــــــــم ز پریشانی حالم ...

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جـان شد ...

اره دقیقاً همین که هست من می‌تونم ولی تو نمیتونی این ثابت شد...

بارانصدای تو بودچکاچکروی شیروانی احساسمهنوز منتظرمآنقدر ببار...

امشب شب آرزو هاست ،آرزوی تو چیه ؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط