. .

. .
مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویایی
بگشای به روی من ، یک پنجره زیبایی
فانوسِ نگاهم را ، آویختــه ام بر در
من منتظرم زیرا ، گفتند تو می آیی

بی تاب تر از موجم ، بی خواب تر از دریا
من مانده ام و یادت ، با یک شبِ یلدایی
تا عابرِ چشمانت ، ره گم نکند در شب
بر کوچه بتابان نور ، ای ماهِ تماشایی

از پهنــۀ چشمانت ، موج آمد و دل را برد
آری شده ام اینک ، دریاییِ دریایی

تو رفتی و با لیلی ، همراه شدی در عشق
من مانده ام و مجنون ، با یک دلِ صحرایی....
.
دیدگاه ها (۱)

.....مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمان نگاهم شو ، دریک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره زی...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره ...

مهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویایی بگشای به روی من ، یک پنجره...

ًمهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره...

@taninمهمانِ نگاهم شو ، در یک شب رویاییبگشای به روی من ، یک ...

مهمان نگاهم شو ، دریک شب رویاییبگشای به روی من ، یک پنجره زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط