نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم ، چو گدا بر سر راهی

کسی به غیر از تو نخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در ، که جز این خانه مرا نیست پناهی
دیدگاه ها (۳)

از صفای ضریح دم نزنید حرفی از بیرق و علم نزنید گریه ه...

بیا آقا دلمان تنگ است ...

×××××××××× پرسید ز من رفیق باتجربه ای ای برلب تو ز دوست هر ز...

مورچه ای دانه بر پشت داشت و آرام میرفت نسیمی وزیدن گرفت و ...

ارالهااز کوی تو بیرون نشود پای خیالمنکند فرق به حالمچه #بران...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط