مردهای دیگر به سمت شوگا رفتن و همه اعضا دست پاچه شده بودن

مردهای دیگر به سمت شوگا رفتن و همه اعضا دست پاچه شده بودن ،آخه اونا تو دستاشون چاقو داشتن ولی اعضا هیچ وسیله ای نداشتن

ناگهان نامجون یه صندلی برداشت و بر سر یکی از مردها زد و به بقیه گفت :《باید با همین وسایلی که داریم از خودمون دفاع کنیم .》

جیمین با ترس و لرز همراه با نگرانی گفت :《تو این شرایط من کاری از دستم برنمیاد که 》
سپس روی زمین نشست .

بقیه در حال کتک خوردن و کتک زدن بودن که یکی به سمت جیمین رفت و یقه لباس او را گرفت و چاقو را به طرف او گرفت .

یوری که تازه مادر خود را دیده بود اشک از چشمانش روانه شد .
دیدگاه ها (۱)

یوری به سمت مادرش رفت و گفت :《حالت خوبه مامان ؟》بعد با بغض و...

پارت ۱۳:مادر یوری به یوری گفت :《الان وقت اینه که بهم ثابت کن...

پارت ۱۲:پیر زن آب دهانشو قورت داد و با صدای رسا به مرد گفت :...

صاحب رستوران به یکی از مردها گفت :《هی بدرد نخور!یه شیشه شراب...

عشق مافیا

عضو هشتم BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط