برادر من پارت
برادر من پارت ۱
فلیکس مثل همیشه با موتورش اومده بود دنبال یونا تا با هم برگردن خونه از مدرسه اومدی بیرون و وقتی دیدیش پریدی بغلش.
یونا:سلام داداشی..:))
فلیکس :بالاخره اومدی فسقلی دلم واست تنگ شده بودچرا انقد دیر کردی؟؟
یونا: ببخشید با دوستام داشتم حرف میزدم...
فلیکس: اشکال نداره بپر بالا که قراره بریم دور بزنیم!
یونا: اخ جوننن...ینی الان برنمیگردیم خونه؟؟
فلیکس:چرا انقدر واسه خونه رفتن عجله داری بچه جون قراره بریم خوشبگذرونیم البته اگه نمیخوای هم نمیریم...
یونا:نه نه ..منظورم این نیست اخه امروز معلممون کی برگه بهمون داده تا حل کنیم واسه همون پرسیدم
فلیکس: نگران نباش خودم کمک میکنم حالا بیا بالا
یونا: باشههه!!!!(ذوق زده شده)
فلیکس :اول کلاهتو بزار بعد
بعد از اینکه یونا سوار شد فلیکس پاشو گذاشت رو گاز و رفت ....
اینم از پارت اول حالا بقیه داستان خیلی قراره جالب بشه...😁😁
حمایتا یادتون نرههههه🤗🤗🤗
فلیکس مثل همیشه با موتورش اومده بود دنبال یونا تا با هم برگردن خونه از مدرسه اومدی بیرون و وقتی دیدیش پریدی بغلش.
یونا:سلام داداشی..:))
فلیکس :بالاخره اومدی فسقلی دلم واست تنگ شده بودچرا انقد دیر کردی؟؟
یونا: ببخشید با دوستام داشتم حرف میزدم...
فلیکس: اشکال نداره بپر بالا که قراره بریم دور بزنیم!
یونا: اخ جوننن...ینی الان برنمیگردیم خونه؟؟
فلیکس:چرا انقدر واسه خونه رفتن عجله داری بچه جون قراره بریم خوشبگذرونیم البته اگه نمیخوای هم نمیریم...
یونا:نه نه ..منظورم این نیست اخه امروز معلممون کی برگه بهمون داده تا حل کنیم واسه همون پرسیدم
فلیکس: نگران نباش خودم کمک میکنم حالا بیا بالا
یونا: باشههه!!!!(ذوق زده شده)
فلیکس :اول کلاهتو بزار بعد
بعد از اینکه یونا سوار شد فلیکس پاشو گذاشت رو گاز و رفت ....
اینم از پارت اول حالا بقیه داستان خیلی قراره جالب بشه...😁😁
حمایتا یادتون نرههههه🤗🤗🤗
- ۳۷
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط