از جاده ی احساس تو، از درد نوشتم

از جاده ی احساس تو، از درد نوشتم
از یک دل غمگین، دل یک مرد نوشتم

ازقصه ی شبهای بلندی که تو بودی
تا خاطره هایی که شدند زرد نوشتم

از چک چک هر قطره ز دلتنگی قلبم
ز اوارگی این دل شبگرد نوشتم

از کوشش بی حاصل این قلب شکسته
تا فاصله هایی که غم آورد نوشتم

از سوز نفس گیر رخ سرد حضورت
از یک شب طوفانی نامرد نوشتم

از درد فراق و غم دلتنگی شبها
تا ضجه که تاثیر نمی کرد نوشتم

افسوس نشد باشی و همدرد بمانی
شاعر شدم و از دل پر درد نوشتم
دیدگاه ها (۴)

عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدیجملگی از من شدی اما تو من ر...

سلام برخیزصبح آدینه ات را درکنارخانواده ات رویایی شروع کنامر...

دل من خستگیات خیلی زیاده می دونمدل من تنهاییات پر از سوال می...

خسته ام دیگر ازین فریاد هاخسته از بی مهری و بی دادهاخسته از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط