می ترسم ار آدمها.....

می ترسم ار آدمها.....
آدم ها ئی که دست می گذارند روی تنهائی ات...
مجوز ورود می گیرند...
و تنها ترت می کنند....
آدم ها ئی که سایه می اندازند روی سرت...
آدم هائی که ساده می گیری بودنشان را...
و سخت می کنند گذر لحظه ها یت را...
و آنها مدام می لرزانندت با آتشفشان بی معرفتی هاشان
آدم هائی که به هزار و یک خاطره دل بسته شان می شوی
و آنها به یک اشاره پاک می کنند همه گذشته ها را...
آدم هائی که سر در آغوش همیشه یارشان نوشته اند :
برای شما تا اطلاع ثانوی تعطیل است...
آدم هائی که تو برایشان یک چیز دیگری
و دیگری یک چیز بهتر...
آدم هائی که قرار بود برایت یک دوست خوب بمانند
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

Fourteen

می ترسم ار آدمها.....آدم ها ئی که دست می گذارند روی تنهائی ا...

می ترسم ار آدمها.....آدم ها ئی که دست می گذارند روی تنهائی ا...

می ترسم از آدم ها ... آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ...

می ترسم از آدم ها ...آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات...

می ترسم از آدم ها ... آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ا...

.مـــی تـــرســـم از آدمــهــا..آدمـ هـــایــی کـــه دســـت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط