یه سگ‌داشتیم بابام گذاشتش تو گونی

یه سگ‌داشتیم بابام گذاشتش تو گونی
بردش بیابون که ولش کنه !

عصرشد بابام‌ نیومد مامانم زنگ زده میگه :
کجایی سگه دوباره برگشته!

بابامم میگه:
بپرس از کجا اومده من گم شدم :))))
دیدگاه ها (۲)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ¹ویو اتهوا بارونی بود.صدای قطره‌های...

سلام داداشا

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۷رویاوقتی رسیدم قصر، هنوز گیج خوا...

برده عمارت جئون

Enemys Embrsce [ part ۲۲ ]

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط