when he betrayed you

when he betrayed you
part ۶
کوک
از سالن کنفرانس در اومدم از حرص اتفاقاتی که برام رخ داده عصب بینیم رو گرفتم یهو اونور خیابون دو دختر اشنا دیدم یکیش مثل اما دوست بچگی ا/ت موهای بلند بور و اون عینک آفتابی همیشگیش رو زده بود
و اونیکی دختر موهای قهوه ای روشن و بلوند داشت که ویژگی هاش مشابه ا/ت بود
زیر نور آفتاب تابستون روشن تر میشدن
اون هیکل و و فرم پاهای باشکوهش..مچ پاهای ضریفش..درست مثل ا/ت بود ولی امکان نداشت اون باشه
چون وقتی رفتع بود موهاش کوتاه بود و الان تازع دوماه گذشته..امکان ندارع تا این حد بلند شده باشه
ضرر نداره که تعقیبشون کردم
دیدم نشستن دم کافه ای
دختر مو بور قهوه معروف کافه رو گرفت
اما اون دختر مشکوک با اینکه کافه عه به قهوه هاش معروفه اما در کمال تعجب یک نوشیدنی گرم و بدون کافئین گرفت
ا/ت به کافئین آلرژی داشت
رفتم داخل
دیدگاه ها (۸)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

ادامه سناریو

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط