قدیما که جوونی سرمایه به حساو اوید، وقتی یه جونی ارد به خ

قدیما که جوونی سرمایه به حساو اوید، وقتی یه جونی ارد به خواستگاری یه دودر، بوو دودر یه سیلی و جوون اکرد و یاده جونیا خوس اوست، آه سردی اکشید و اگود:

سه چیه قیمتیه قدرس ندونی __ شوه مه فصل بهار عهد جوونی
بعد هم وا ی کف زیدن اگو موارک با!
الان که فقد پیل سرمایه حساو ابو بوو دودر یه سیلی اکنه و اگو:

سه چیه قیمتیه که تو نداری __ پیل خو ، حونه گپ، ماشین سواری
وا برنو زنم و درزه تیگت __ ار بخوی وازم بیای و خواستگاری 


سی همیو جغلیلمون همدا (هم سن) پیرمردا هم که وابون هنی وا عزو بگردن
دیدگاه ها (۶)

قدیما که جوونی سرمایه به حساو اوید، وقتی یه جونی ارد به خواس...

داستان خوم و هالوم (صفقلی)😳 یه روز یکی ز فامیلامون رحمت خدا...

بچه گووم 4سالسه، یروز بس گودوم: عمو بیو برمت پارک محل سرسره ...

داستانکهای بختیاریبچه گووم 4سالسه، یروز بس گودوم: عمو بیو بر...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

دانلود کتاب کوزه شکسته - نویسنده مسعود بهنود

دانلود مجله زن روز - شماره 471 - 7 اردیبهشت 1353

ابراهیم ابو عزیز

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

نظر شما چیه؟؟ من ژرمینال رو به طبل حلبی ترجیح میدم 😊#رمان #و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط