گیسوی شب

☀️گیسوی شب ☀️
# پارت دویست وشانزده ..‌


گیسو :
خیره تو چشام نگاه کرد وگفت : نیستم حالا برو کنار تا من برم
دستاشو ول کردم ودستامو دور کمرش حلقه کردم سرمو به سینش فشردم
- نمی تونی... بری ..‌‌
ضربان قلبش بالا بود دستاشو دور شونه هام حلقه کرد وخم شد کنار گوشم گفت : شاید منو تو هیچ وقت مال هم نبودیم من کجا تو کجا اون حق داشته تو هم اینو خوب می دونی برای همین بهش اشاره کردی من از تو چند سال بزرگترم این اصلا جالب نیست

با بغض گفتم : من احمقانه به این موضوع اشاره کردم من از همون بچگی دوست داشتم آریا همون موقع ها که میومدی دیدن آقا جون وبا اخم از کنار من می گذشتی اون موقع ها که هیچ وقت منو نمی دیدی اون موقع ها که برات مثله یه بچه بودم من همون موقع می دونستم تو از من چند سال بزرگتری ولی اینم می دونستم هیچ چیزی مانع عشق نمیشه ...بگو آریا میشه ؟
سرمو بالا گرفتم ونگاش کردم به چشاش که حالا بازم همون رنگ سبزروشن براق رو گرفته بود
دستامو بالا آوردم ودور گردنش انداختم دستاشو رو کمرم فشار داد وراحت کشیدم بالا انگار می دونست چی میخوام
چشاشو بست لبشو آروم بوسیدم سرشو برد عقب اخم کردم اینبار اون بوسیدوبوسه رو ادامه داد هر دوتامون خوب می دونستیم چقدر همدیگرو میخوایم ومن راحت اجازه دادم آریا په به حریم دخترونگیم بزاره .



☀️☀️☀️☀️☀️

نیمه شب بود از ضعف وتشنگی از خواب بیدار شدم
- خوبی
برگشتم نگاش کردم لبه ای تخت نشسته بود دستش تو موهاش بود وتو فکر بود
- خوبم ...
صدام می لرزید بلند شد واز اتاق رفت بیرون لبمو محکم گاز گرفتم من چیکار کردم احساس گناه ترس ودرد باهم بهم هجوم آورد هق زدم از گریه آریا برگشت چراغ رو روشن کرد واومد کنار تخت
- گیسو ...
لبمو گاز گرفتم که نشنوه دارم گریه می کنم
دستشو زیر چونم آورد وسرمو بالا آورد
- چی شده اینو بخور
یه لیوان دستش بود با مایع زرد رنگی مزه اش کردم شیرین بود لیوان خالی رو روی پاتختی گذاشت وگفت : میخوای بریم ...دکتر
- نه
- گیسو پشیمونی
نگاش کردم نگران نگاهم می کرد چشاش پر اشک بود
- گیسو معذرت میخوام باید جلو خودمو می گرفتم تو ...
- خودم خواستم آریا
نفسشو فوت کرد
- بغلم کن
آروم اومد کنارم وبغلم کرد
- ببخشم گیسو
چرا خودشو مقصر می دونست من خودم میخواستمش
موهام ناز کرد وکنار گوشمو بوسید گیج بودم وخسته دلم میخواست بخوابم سرمو گذاشتم رو بازوش وبخلاف تصورم دیگه ازش خجالت نمی کشیدم وراحت خوابیدم
دیدگاه ها (۲)

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست وهفده ....گیسو : با حس نوازش موهام ...

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست وهجده ....گیسو:کاچی درست کرده بود ب...

☀️گیسوی شب ☀️# پارت دویست وپانزده ...گیسو: لبمو به شدت گاز گ...

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست وچهارده ...آریا : پسره پر رو پر رو...

دستش رو قلبم بود.هر وقت می فهمید حالم‌ خوش نیست، همین کار رو...

مانگا شیاطین خوب پارت ۱

بیب من برمیگردمپارت: 69گوشی رو کنار گذاشت و باهام چشم تو چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط