فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد
بعد از این دیدن او فرض محالت باشد....

از خدا ساده بپرسی که تو اصلاً هستی؟
گریه‌ات باعث تکرار سوالت باشد....

چمدان پر بکنی خاطره‌ها را ببری
عکس‌هایش همهٔ عمر وبالت باشد....

روز و شب قصه ببافی که تو را می‌خواهد
باز پیچیده‌ترین شکل خیالت بشد....

توی تنهایی خود فکر مسکّن باشی
قرص اعصاب فقط چارهٔ حالت باشد....

پاکت خالی سیگار و شب و بی‌خوابی
فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد....

«ای که از کوچهٔ معشوقهٔ ما می‌گذری»
قسمت ما نشد این عشق... حلالت باشد...!
دیدگاه ها (۱)

بیزارم از هر آن چه که دارم، از این جهان خسته کنندهدنیای بی‌ه...

.جدایی درد بی درمان عشق استجدایی حرف بی پایان عشق استجدایی ق...

خداحافظ، تو ای همپای شب های غزل خوانی...خداحافظ، به پایان آم...

مرا آرام بخوانید.....تمام نوشته هایم از خـــــــســــــــتــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط