پارت

پارت2
یه پسر جذاب بود رفتم یه گوشی نشست با موبایلش ور میرفت.
پرش زمانی 5 بعد از ظهر
من از بچگی کلاس دفاع شخصی میرفتم توی کشور خودم بادیگارد چند نفر بودم توی یکی از سایتا دیدم یکی بادیگارد شخصی میخواد هتما باید دختر باشه😑
فرداش که تعطیل بود به اون آدرس رفتم یک نفر جلوی در منتظر من بود یک مرد بود حدودا میخورد 40 سالش باشه رفتم جولو سلام کردم
ا/ت: سلام برای استخدام بادیگارد اومدم
هم یه حقوقی دستم میاد و هم سرم گرمه
مرده:دنبالم بیا
چه عمارت بزرگی بود به یه در اتاق رسیدیم درو باز کرد
مرده: یک تار مو از پسرم کم شه من میدونم تو
واییییی این همون پسر دیروزیسس چرااااااا😑😑😑😑😑
درو بست
ا/ت: سلام😑
کوک: سلام تو بادیگارد جدید منی؟؟
ا/ت: اره متاسفانه(متسفانه رو زیر لب گفت)
کوک: چیزی گفتی؟
ا/ت: گفتم اره خوشبختانه
کوک: اسمت چیه؟؟
ا/ت: اسمم ا/ت هست اسم تو چیه؟
کوک: جونگکوک بگو کوک
از زبان کوک
خیلی جذاب بود همون دختر تو مدرسه هست.



ادامه پارت بعد.
دیدگاه ها (۱)

پارت3تو مدرسه چنین دختری هیچ وقت پیدا نمیشه همه هیکلشون مثل ...

بلخرت یروزی میبینمت

پارت 1از زبان ا/تسلام من ا/ت هستم و میخوام برای درس به کره پ...

گفته بودم دیگ فیک نمینویسم ولی حوصلم پوکیده نیاز دارم یجی بن...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط