#نفرتی_عاشقانه
#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟎
.
جونگکوک لپاش گل انداخت و همینکه تهیونگ نزدیک ل.بای کوک شد و خواست ل.بشو رو ل.باش بزاره صدای زنگ گوشی جونگکوک اومد.
تهیونگ:فاک الان وقتش بود.( اخم)
جونگکوک:اروم باش جذابم.
جونگکوک خودشو از دستای تهیونگ ازاد کرد و رفت به سمت گوشیش گوشی رو برداشت و نگاهشو به اسکیرین گوشی داد مری زنگ میزد که تهیونگ پرسید.
تهیونگ:کی زنگ میزنه.
جونگکوک:مامانم.
جونگکوک انگشتشو رو ایکون سبز کشید و جواب داد.
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟎
.
جونگکوک لپاش گل انداخت و همینکه تهیونگ نزدیک ل.بای کوک شد و خواست ل.بشو رو ل.باش بزاره صدای زنگ گوشی جونگکوک اومد.
تهیونگ:فاک الان وقتش بود.( اخم)
جونگکوک:اروم باش جذابم.
جونگکوک خودشو از دستای تهیونگ ازاد کرد و رفت به سمت گوشیش گوشی رو برداشت و نگاهشو به اسکیرین گوشی داد مری زنگ میزد که تهیونگ پرسید.
تهیونگ:کی زنگ میزنه.
جونگکوک:مامانم.
جونگکوک انگشتشو رو ایکون سبز کشید و جواب داد.
- ۲.۲k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط