داستان "جبران خلیل جبران"

داستان "جبران خلیل جبران"
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.
.
.
.
.
یه روز خلیل میره پیش باباش میگه
بابا من ۹ تا تجدید آوردم چکار کنم ؟
باباش میگه: جبران خلیل، جبران
دیدگاه ها (۳۳)

بچه ها...... اوسی ژیژی و جیجیم تو بچگیشون داستان دارکی داشتن...

خب دوستان هفته کیری مدرسه رو بگینما که یه معلم داریم کیری تر...

تولد کوک یه روز بعد من یعنی ۱۰ شهریور و تولد باباش ( نامی ...

بچه ها ببخشید این چند روز نبودم نتونستم براتون فعالیت کنم ...

بزارید یه خورده جبران کنم میخوام برخی از اتفاقاتی که دیروز ا...

تا ابد...منتظرت میمونم..تا هروقت که طول بکشه🫠❤️‍🩹هیچ چیزو تغ...

🌱 "درخت، مسیر باد را نمی‌داند، اما با او می‌رقصد؛ و این یعنی...

تولد مبارک جونگکوکا، امیدوارم یه روز تمام کنسرت هایی که تا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط