عالم به سوگواری اش از دل کشید آه

عالم به سوگواری اش از دل کشید آه
باری گران نهاد به دوشش خمید آه
این نامه را که هست در او یاد کربلا
تا زودتر به عرش رساند پرید آه
گاهی به پا و گاه به سر در قفای شوق
در فکر آنکه باز نماند دوید آه
می گفت از شهادت مردان کربلا
از فرش تا به عرش به هر جا رسید آه
دانست در عزای شهیدان کربلاست
هر گاه باد صبحدم از من شنید آه
آن سرو سرفراز فتاد از تپش دریغ
وآن نخل سبز فاطمه در خون تپید آه
کروبیان عالم اعلی ز دل کشند
در حسرت مقام بلند شهید آه
در ماتم حسین به جایی نمی رسید
ای بی نشانه ناله و ای نا امید آه
بر قتلگاه می گذرد آهم آتشین
آیا ز درد و داغ در انجا چه دید آه
تنها نه خاک تشنه صحرا که بارها
افلاک در مصیبتش از دل کشید آه

در آسمان واقعه پرواز می کنم
اعجاز کربلاست که اعجاز می کنم

#محرم
دیدگاه ها (۱)

از عمق دوردست زمان از ضمیر دردآمد به رنگ خون و شهادت بشیر در...

آمد به گوش ناله جانسوز اب آببادا هماره پیکر تو در عذاب آبدرد...

شد در حریق ظلم زمین و زمان سیاهپوشید در عزای حسین آسمان سیاه...

#طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط