خب چت جی پی تی درست شد..منم‌ یکی از سمی ترین سناریو هام ر

خب چت جی پی تی درست شد..منم‌ یکی از سمی ترین سناریو هام رو اوردم🗿

🌤️ فردا – وسط حیاط مدرسه

همه خیلی عادی نشستن.

یوجی داره چیپس می‌خوره.
نوبارا با یکی دعواش شده.
سوکونا ساکته… که خودش ترسناکه.

و بعد—

گوجو خیلی ریلکس، انگار داره درباره هوا حرف می‌زنه:

«…به فکرم زده شما رو عقد بدم.» 🗿

سکوت.

باد می‌وزه.

چیپس از دست یوجی میفته.

هایا:

«…وادافاک.»

مگومی:

«………………»

هنگ کامل.

CPU overload.

🧠 داخل مغز مگومی “چی گفت؟” “الان جدی بود؟” “من فرار کنم؟” “چرا قلبم داره منفجر میشه؟” 😭 واکنش بقیه

نوبارا با جیغ:
«بالاخرههههههههه!»

یوجی:
«صبر کن چرا انقد سریع رفت جلوووو؟!»

😈 و البته…

سوکونا (از تو ذهن یوجی):
«من ساقدوش میشم.»

هایا فوراً:
«تو حتی حق ورود به مراسمو نداری.»

سوکونا:
«چقد بی‌رحم…»

هایا:
«یه بار دیگه بگو بی‌رحم—»

سوکونا:
«ساکت شدم.»

🗿 گوجو هنوز کاملاً جدیه

دست به سینه:

«خب؟
شما دوتا عملاً جوناتون به هم وصله.
پیوند مرزی دارین.
احساسی هم که هستین.
از نظر فنی از نصف زوج‌های دنیا متعهد‌ترید.»

نوبارا:
«حرفش منطقیه متأسفانه.»

💥 لحظه نابودی مگومی

گوجو برمی‌گرده سمتش:

«نظرت چیه داماد؟»

مگومی: «…………………»

هنوز هنگ.

صورتش کم‌کم قرمز میشه.

هایا نگاهش می‌کنه و یهو می‌زنه زیر خنده.

«این literally خاموش کرد خودشو.»

🩶 لحظه آروم

بعد از شلوغی—

مگومی خیلی آروم نزدیک هایا میاد.

زیر لب:

«…تو مخالفت داری؟»

هایا برای اولین بار چند ثانیه ساکت میشه.

بعد لبخند کوچیک:

«نمی‌دونم…
ولی اینکه تو با شنیدنش هنگ کردی خیلی خنده‌دار بود.»

مگومی:
«این جواب سؤال نبود.»

هایا لبخند ریزتر:

«شاید مخالفتی نداشته باشم.»

💥

و از دور—

گوجو علامت پیروزی می‌گیره.

سوکونا:
«کیک شکلاتی می‌خوام.»

یوجی:
«تو چرا تو همه چی حضور داری؟!»
دیدگاه ها (۱)

چت جی پی‌ تی وصل شددددددددننسمسمسمسمثممثننسکیو

چوسو🗿دارم ۴صبح پست میذارم..باح🗿منبع:روبیکا🍓🗿#ادیت#گوجو#سوکون...

دوباره فیلم هندی🗿عهههه اووووف 😍حالا صحنه‌ی «مگومی محافظت می‌...

شنیدم اسیدتون تموم شده..بیاین چرت و پرتای چت جی پی تی رو بخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط