چند وقتـﮯ ست هر چـﮧ مـﮯگردم

چند وقتـﮯ ست هر چـﮧ مـﮯگردم

هیچ حرفـﮯ

بهتر از سڪــــــــــــــــــــــوت

پیدا نـِمـﮯڪنم

نگآهم امٌـآ . . .

گاهـﮯ حرف مـﮯ زند

گاهـﮯ فریــآد مـﮯڪشد

و من همیشـﮧ

بـﮧ دنبال ڪسـﮯ مـﮯگردم

ڪـﮧ بفهمد این نگآه خستـﮧ

چـﮧ مـﮯخوآهد بگویـــــد ...!
دیدگاه ها (۳۳)

" مادرم " مرا ببخشدردِ بدنم بهانه بود ،کسی رهایم کرده که صدا...

دختــر بودن تاوان دارد... بزرگ  می شوی....عاشق می شوی... دل ...

شمردن را اصلا بلد نیستم !!!ولی دوست داشتن را خوب بلدممثلا گا...

زیبای من میدانم دوریخیلی دور دستم بهت نمیرسد اگر ممکن هستگهگ...

★彡   Part 38 彡★ "میگم، میتونم یه سوال بپرسم؟""دوتا بپرس."بی ...

★彡   Part 56 彡★ ( تهیونگ ) من چی گفتم؟اشتباهه.رینا هیچ وقت ن...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁶ویو لارااین مرد واقعا عجیبه ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹ویو میکا_____ماشین با ...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

پارت ۵۴ پیام روی گوشی هنوز روشن بود:«اگه می‌خواید مین‌سو زند...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²¹بعد از اون شب مینهو و جونگین تصمیم...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط