سرنوشت ما

سرنوشت ما
به سرب سردی گره خورده است
به ضلع جنوبی پارکی
با نیمکت های سنگی
با چنارهای بلند
ما
ناگفته های زیادی را
به حرارت قهوه ها فوت کرده ایم
ما
آخر بن بست های زیادی
سیگار روشن کرده ایم
.
حالا
کنار این خیابان یک طرفه
جایی برای تسلیم نیست
تو
چمدان به دست
در ضلع جنوبی پارکی
با نیمکت های سنگی
با چنارهای بلند
برای همیشه
جاری میشوی
من
پشت سرت
آخرین گلوله ام را
خالی کرده ام
.
دیدگاه ها (۶)

قرار بوداسمم برای بچه های تو پدر باشداسمت برای بچه هایم...نش...

دیـــدن عکـستـــــــ تمـام سهـم مـن است،،،،،از تــــــــــــ...

دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم گذشتحالا یک بار ...

امروز نــه چـایـم دارچیـن داشـتنـه قهـــوه ام شکرنــه اینکه ...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۴۱ ✦ صدای شلیک در تمام انبار پیچید....

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط