💔 💔 :-تا حالا گریہ ڪردے؟!

💔 💔 :-تا حالا گریہ ڪردے؟!
+آرہ چطور؟
-دیدے یہ قطرہ اشڪو ڪہ از چشت میفتہ؟
+خب!؟
-میتونے برش گردونے بہ چشت؟
+نہ!!!
-آدما هم دقیقا همینجورین
از چشمت ڪہ بیفتن دیگہ افتادن..✌ ️
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

پارت پانزدهم | به امید دیدار بعدی. پارک لاراصبحانه بالاخره ت...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

ᴘᴀʀᴛ ۲۱ | یه خبر غیرمنتظرهچند روز از جشن تولد آرا گذشته بود....

فیک : بین راندها

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط