اسم سناریو رئیس جذاب من

اسم سناریو : رئیس جذاب من
______ پارت یک
ویو ا/ت :
امروزم ب/ا ( بابای ا/ت ) بهم ماموریتی داد که مأمور های قدیمی سازمان•هم به زور از پسش بر میان . ولی برای گرفتن انتقام مادرم انجامش می دم . ( مطمئن ) و در همین حین زخمی که به خاطر ماموریت روی دستش به وجود اومده بود رو زد عفونی می کرد .
ویو نویسنده:
در حالی که داشت دستش رو باند پیچی می کرد ، یکی از آدم های ب/ا در زد و گفت : ا/ت_ساما ، ب/ا_ساما می خوان شما رو ببینن . 😑 ( تعظیم کردن )
ا/ت که باند پیچی دستش تموم شده بود گفت : خیلی خب ☺️ ( و دنبال آدم ب/ا راه افتاد )
فلش بک به اتاق ب/ا :
ا/ت در حالی که روبه روی میزی که ب/ا روش نشسته بود ، گفت : با من کار داشتید ب/ا_ساما• 🙂
ب/ا : وا ، دختر عزیزم چرا اینطوری صدام می کنی بهم بگو بابا 😅 بعد ادامه داد : چرا وایستادی ؟ بشین 😅
ا/ت اینطوری بود که : وات ؟ 🤨
و ب/ا از روی میزش پاشد و اومد روی مبل رو به رویی ا/ت نشست .
ب/ا : دختر گلم راست-- 😇
که حرفش با اومدن خواهر ناتنی ا/ت ( خ/ا ) حرفش قطع شد .
خ/ا : باباییی 😣 ببین داشتم برات روی دستمال گل دوزی می کردم که سوزن رفت تو انگشتم 😭
ب/ا : واییی 😱 دخترم چرا همچین کاری کردی ، باید بیشتر مراقب خودت باشی 🥲
در همین حین مادر ناتنی ا/ت ( م/ا ) اومد و گفت : عزیزم ( رو به خ/ا ) بیا بریم دکتر رو صدا کردم الان میاد 😨
ب/ا : راست می گه بیا بریم ، بدو 😖
و هر سه تا شون از اتاق خارج شدن . و فقط ا/ت توی اتاق مونده بود .
ا/ت به این زندگی عادت کرده بود . زندگی که توش اون فقط یه بینندست . بیننده ای که توی یک نمایشگاه به یه عکس خانوادگی زیبا نگاه می کرد . اون از اینکه پدرش بین اون و خواهرش فرق می زاره ناراحت نبود ، از اینکه پدرش حتی به زخم روی دستش توجه نکرده بود ولی برای زخم خواهرش بیشتر از همیشه ناراحت و نگران شد عصبانی نبود . اون از اینکه پدرش مادرش را ول کرده بود و با مادر ناتنی اش ازدواج کرده بود ناراحت نبود . چون این زخم ها از زخم قلبش دردناک تر نبود .
______ راز های این پارت
•سازمانی که ب/ا رئیسش هست و ا/ت توی اون کار می کنه . یک سازمان قاتلی .
•ب/ا هیچوقت نزاشت که ا/ت بابا صداش کنه چون و می گفت که من و تو فقط خط خونی مشترک داریم ولی هیچ حس مشترکی به هم نداریم .
_ نا مادری ا/ت ازش متنفره و اون رو شکنجه می کنه .
_ خواهر ناتنی ا/ت ازش متنفره چون به نظرش ا/ت ازش خیلی خوشگل تره و اون رو مسخره می کنه و بهش می گه ب/ا بابای منه و تو رو دوست نداره .
_ تنها کسی که با ا/ت مهربونه برادر ناتنیش ( د/ا ) هست که الان خارج از کشوره و قراره بعد ب/ا سازمان به اون برسه .
############## شرط پارت بعد
لایک : ۱۵
کامنت : ۱۴
دیدگاه ها (۱۹)

بیوگرافی :خ/ا سن : ۱۶علاقه : مامانش _ باش _ پول _ مردای پولد...

سوال : دوستی داری که برات هر کاری بکنه ؟#سوکونا#زنین#گوجو#گو...

عکس بالا ا/ت و لباسش هست .

سلام به همگی یک سناریوی درخواستی از دازای داریم ❤️ و من که خ...

Part 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط