معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...

معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...

فرداش پدره میاد میگه چی شده؟مشکل چیه؟

معلمه میگه بچه ی شما خیلی خنگه..!

پدر:یعنی چی؟

معلم:الان بهتون میگم..نگاه کنید...

به شاگردش میگه برو ببین من تو حیاط مدرسه ام؟

پسره میره و میادمیگه نه خانم معلم توحیاط نبودید..

معلم میگه شایدتودفترمدیرم برو اونجا رو ببین

پسره دوباره میره ومیاد میگه نه خانم اونجا هم نبودید...

معلم به پدرپسره میگه ببینید..ببینیدچقدر بچتون خنگه...

پدر میگه: خب شاید رفتی مرخصی ....!!!!😛 😛
دیدگاه ها (۱)

👍 👍

👎 👎 👎

بهههله

😉 😉

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...فرداش پدره میاد میگه ...

معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...فرداش پدره میاد میگه ...

معلمِ پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسهفرداش پدره میاد میگه چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط