دو دریچه دو نگاه دو پنجره.

دو دریچه دو نگاه دو پنجره.
دو رفیق دو همنشین دو هنجره.
دو مسافر تو مسیر زندگی.
دو عزیز دو همدمِ همیشگی.
با هم از غروب و سایه رد شدیم.
قصه عاشقی رو بلد شدیم.
فکر می کردیم آخر قصهِ اینه.
جز خدا هیچ کی ما رو نمیبینه.
دو غربیه دو تا قلبِ در به در.
دو تا دل واپسِ این چشمایِ تر.
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین.
دو تا دور افتادۀ تنها نشین.
عاقبت جدا شدن دستهایِ ما.
گم شدیم تو غربت غریبه ها.
آخرِ اون همه لبخند و سرود.
چشم پر حسادتِ زمونه بود.
دو غریبه دو تا قلب در به در.
دو تا دل واپس این چشمای تر.
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین.
دو تا دورافتاده ی تنها نشین.
دیدگاه ها (۵)

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو حنجرهدو مسافر ...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجرهدو مسا...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

دو دریچه دو نگاه دو پنجره، دو رفیق دو هم‌نشین دو حنجره دو مس...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو هم نشین دو حنجرهدو مسافر...

دو دریچه دو نگاه دو پنجرهدو رفیق دو همنشین دو هنجرهدو مسافر ...

دو غریبه دو تا قلب در به دردو تا دلواپس این چشمای تر دو تا ا...

قاصدک های نقره ای خوش خبر امابی صدا آینه های قصه گو بی گفتگو...

مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا تو مهی مثل حقیقت مهربونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط