ساعت آخر بود، ...

ساعت آخر بود، ...

دخترک گوشه کلاس تنها و آرام نشسته و به چهره مهربان معلم ؛چشم دوخته. یکی از بچه ها می خواهد چیزی بخورد که معلم می فهمد. با مهربانی می گوید : بچّه هازنگ آخره! اگه سر کلاس چیزی بخورین نمی تونین توی خونه غذای خوشمزه مامانتون رو بخورین! چند نفر با خنده و شوخی می گویند اگه غذا نداشتیم چی؟

دخترک در گوشه کلاس آرام زمزمه می کند: اگه مامان نداشتیم چی ... ؟!!!
دیدگاه ها (۳)

امروز برای تو نوشتم بابا ، واسه تو که خیلی وقتا خستگیاتو ندی...

در زمستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از سرماست...!در تابستان...

اينايي که میگن داغونیم داغونیم فازشون چيه ؟!شکست عشقي خورده ...

بسلامتیه کسیکه یه روزی ارزوبوده اماحالاخاطره شده،سلامتیه عشق...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹⁰ موقع شام توی رستور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط