آمدیمعجزه ای بود مداوا شدنم

آمدی...معجزه ای بود مداوا شدنم
گم شدن در خودم و پیش تو پیدا شدنم

گل مهتابم و هر دم تو برایم ماهی
گره خورده است به تو راز شکوفا شدنم

ماهی و جزر و مد عشق تو شد کار دلم
کِشش روی تو شد علت دریا شدنم

تو در این چشم خدا خواست که یوسف باشی
چه کنم؟ دست خودم نیست زلیخا شدنم

من همان واژه ی عشقم به زبانی دیگر
که به صوت تو فقط قابل معنا شدنم

عشق را زمزمه کن بار دگر در جانم
"عدد گنگم" و در حسرت "گویا" شدنم
دیدگاه ها (۱)

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم راه رود جاری احساسمان...

قراره غرق هم باشیم از این دریا نترسونم تو لب تر کن یه دریا ر...

دیوانه شدم عشق تو آخر به سرم زدهر چه به سرم آمده را عشق رقم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط