پارت اول داستان از دیدگاه جیمین صدای پیانو کل امارت پار
پارت اول: داستان از دیدگاه جیمین: صدای پیانو کل امارت پارک رو پر کرده بود ، خدمتکار های خانه عاشق این آهنگ هایی بودند که پسر جوان خانه هرروز قبل برگشتن پدرش به خانه مینواخت ، همانطور که نت های پایانی آهنگ را مینواخت ، در اتاقش باز شد و یونا داخل اومد ، موهاش رو دم اسبی بسته بود ، شلوار لی نوک مدادی اکلیلی جذب با هودی سبز خیلی خیلی کمرنگ با دمپایی های سفید ، با همان قیافه کیوت نزدیک جیمین اومد و گفت: بهتره دیگه به نواختن ادامه ندی . جیمین از نواختن پیانو دست برداشت و گفت: چرا ؟ یونا گفت: بابا از سر کار اومده جیمین ، وقتی وارد خونه شد عصبی بود ، به خاله گفت که من چند بار باید به این پسر بگم که بهجای نواختن پیانو بشین پرونده های کاری رو مطالعه کن . جیمین دریجه پیانو رو بست و دفتر نت رو از جایگاه برداشت و داخل کمد دیواری گزاشت و گفت: خب چیکار کنم ، چند بار بهش گفتم نمیخوام بیزینس من بشم ، بهش گفتم میخوام نوازنده پیانو بشم . یونا گفت: میدونی که ، خاله با پیانو نواختن تو مشکل نداره، بلکه خاله عاشق موسیقی و پیانو زدن توعه ، میدونی که خاله خودش با مامانم به شاگرد های دانشگاه موسیقی درس میدادن ، اما خب بابا راضی نیست . جیمین به در کمد دیواری تکیه داد و گفت: انگار باید دوباره همون بحث کار و زندگی رو با بابا دوباره باز کنم . یونا گفت: بعد شام ، قبل اینکه بریم اتاق نشیمن چای خوری ، باهاش برو کتابخونه حرف بزن ، اگه هم نگران حضور مامانت هستی ، من خاله رو میبرم اتاق مهمان ، بهانه خوبی هم دارم نگران نباش . جیمین نزدیک یونا اومد ، قدش نسبت به سنش زیادی کوتاه بود ، قیافه کیوتی هم داشت ، نوعی تایپ پسرهایی بود که دنبال دختر های کیوت و شیرین میگردن نه دختر های جذاب و هات ، قدش حدودا ۱۵۵ میشد ، دکتر ها میگفتن باید قد یونا حداقل ۱۶۷ میشد اما با مقایسه ، میشد گفت قد یونا با قد والدینش متناسبه ، چون نه مامان جیمین ، نه مامان یونا ، هیچکدوم از ۱۶۰ بلند تر نبودن ، باباشونم قدش ۱۷۷ بود ، قد جیمین هم ۱۷۴، دست یونا رو گرفت و فشرد و گفت: مرسی که هستی یونا ، حالا بریم شام بخوریم ، خیلی خیلی گرسنمه .
داستان از دیدگاه یونگی: زیردست هاش هدف بعدی رو مشخص کرده بودن و یونگی قرار بود ازش پول زور بگیره ، پارک جیه یون هدف بعدی بود ، اما جیه یون مردی نبود که به همین سادگی ها باج بده ، زن اولش خودش در کشور قدرت و نفوذ خاصی داشت و نوعی نمیشد اونو با زنش تحدید کرد ، جیه یون هم نفوذ خاصی و ارزش زیادی داشت ، دخترش یونا هم در دبیرستان معروف بود و نوعی اونم خنثی بود ، یدونه پسر جیه یون آخرین چاره بود ، جیمین ، تنها راهی که میتونستن راحت جیه یون رو وادار به هر کاری بکنن ، تحدید به کشتن جیمین بود چون جیمین وارث جیه یون بود و نوعی ارزش جون اون از همه اعضای خانواده جیه یون زیاد بود ، یونگی به این کار راضی نبود ولی برای اینکه بتونه اعتماد زیر دستاش رو نگه داره به این کار مجبور بود.
های گایز پارت اول §
داستان از دیدگاه یونگی: زیردست هاش هدف بعدی رو مشخص کرده بودن و یونگی قرار بود ازش پول زور بگیره ، پارک جیه یون هدف بعدی بود ، اما جیه یون مردی نبود که به همین سادگی ها باج بده ، زن اولش خودش در کشور قدرت و نفوذ خاصی داشت و نوعی نمیشد اونو با زنش تحدید کرد ، جیه یون هم نفوذ خاصی و ارزش زیادی داشت ، دخترش یونا هم در دبیرستان معروف بود و نوعی اونم خنثی بود ، یدونه پسر جیه یون آخرین چاره بود ، جیمین ، تنها راهی که میتونستن راحت جیه یون رو وادار به هر کاری بکنن ، تحدید به کشتن جیمین بود چون جیمین وارث جیه یون بود و نوعی ارزش جون اون از همه اعضای خانواده جیه یون زیاد بود ، یونگی به این کار راضی نبود ولی برای اینکه بتونه اعتماد زیر دستاش رو نگه داره به این کار مجبور بود.
های گایز پارت اول §
- ۱۸۶
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط