قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود

قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود

من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم
هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود

حضرت حافظ
دیدگاه ها (۱)

..قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبودور نه هیچ از دلِ بی‌ر...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

حالِ خوبِ من، گره خورده به نگاهِ تو…وقتی دلتنگ می‌شویم، فقط ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

کبوتر طوقی

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط