پارت ۱۲
پارت ۱۲
-سلام آقای محمدی
+سلام مهتاب خانم امیدوارم حالتون خوب باشه
_ممنونم میشه زودتر بگید چی شده من دق کردم
+بهتره آروم باشید تا بتونیم این مسئله رو باهم حلش کنیم
_ چشم بگید چی شده
+راستش اون کتاب خیلی خیلی قدیمیه و جادو گران و اشخاص دیگه ای که نمیتونم فعلا بگم ازش استفاده میکنن چند نسخه از این کتاب وجود داره یکیش همینه بلکه بتونیم با استفاده از این نسخه اش بقیه اش هم پیدا کنیم و جلوی خطرات رو بگیریم زن داداش تون گفتن این کتاب رو از کجا اوردین و من باید خونه پدر بزرگ تونو ببینم
_اما نمیشه پدر بزرگم نمیدونه که ما اون کتاب رو برداشتیم
+ببینید بهتره مسئله رو بهشون بگید ممکنه خطر ایشونم تهدید کنه
_اما چطوری
+شما کی مرخص میشید ؟
_به احتمال زیاد فردا
+باشه گلبهار الان تو ماشینه نتونست بیاد باهاش هماهنگ کنید هر وقت مرخص شدید باهم دیگه به خونه پدر بزرگ تون میریم باید زودتر جلوی خیلی چیزا رو بگیریم
_باشه ممنون
+من دیگه میرم خدانگهدار
_ممنون که اومدید خداحافظ
پس از رفتن بابای گلبهار به مریم نگاه کردم
مریم بیدار شده بود اما من اصلا متوجه اش نشده بودم
+به نظرت چی میشه مهتاب
_خودمم نمیدونم مریم دلت خوشه
+هوففففف خدا بخیر کنه
_نگران نباش فردا سر در میاریم
+امیدوارم
_چقدر ترسیدی توووو
+نخیر اصلا هم نترسیدم
_مشخصه
+خب حالا ول کن اینا رو
-سلام آقای محمدی
+سلام مهتاب خانم امیدوارم حالتون خوب باشه
_ممنونم میشه زودتر بگید چی شده من دق کردم
+بهتره آروم باشید تا بتونیم این مسئله رو باهم حلش کنیم
_ چشم بگید چی شده
+راستش اون کتاب خیلی خیلی قدیمیه و جادو گران و اشخاص دیگه ای که نمیتونم فعلا بگم ازش استفاده میکنن چند نسخه از این کتاب وجود داره یکیش همینه بلکه بتونیم با استفاده از این نسخه اش بقیه اش هم پیدا کنیم و جلوی خطرات رو بگیریم زن داداش تون گفتن این کتاب رو از کجا اوردین و من باید خونه پدر بزرگ تونو ببینم
_اما نمیشه پدر بزرگم نمیدونه که ما اون کتاب رو برداشتیم
+ببینید بهتره مسئله رو بهشون بگید ممکنه خطر ایشونم تهدید کنه
_اما چطوری
+شما کی مرخص میشید ؟
_به احتمال زیاد فردا
+باشه گلبهار الان تو ماشینه نتونست بیاد باهاش هماهنگ کنید هر وقت مرخص شدید باهم دیگه به خونه پدر بزرگ تون میریم باید زودتر جلوی خیلی چیزا رو بگیریم
_باشه ممنون
+من دیگه میرم خدانگهدار
_ممنون که اومدید خداحافظ
پس از رفتن بابای گلبهار به مریم نگاه کردم
مریم بیدار شده بود اما من اصلا متوجه اش نشده بودم
+به نظرت چی میشه مهتاب
_خودمم نمیدونم مریم دلت خوشه
+هوففففف خدا بخیر کنه
_نگران نباش فردا سر در میاریم
+امیدوارم
_چقدر ترسیدی توووو
+نخیر اصلا هم نترسیدم
_مشخصه
+خب حالا ول کن اینا رو
- ۳.۸k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط