شب شرابم و تشویش از خمار صبحدمی دارم

شب شرابم و تشویش از خمار صبحدمی دارم
چه غمگنانه شب شادی چه شادمانه غمی دارم

تو چشمه چشمه شکوفایی من و دو چشم تماشایی
برای این همه زیبایی ،چقدر سهم کمی دارم

در آفتابی این ایوان کنار فرصت یک فنجان به رغم کهنه مسلمانان شراب تازه دمی دارم
اگر خموشم اگر غمگین در این جماعت سر سنگین
تو زخمه ام بزن و بنشین ببین چه زیر و بمی دارم

چراغ کوچه ی خورشیدم ،بلوغ بربط ناهیدم
به رنگ عشرت جمشیدم که چون تو جام جمی دارم

کبوترانه به هر چاهی پری کشیده ام و آهی
که عاقبت شده ام شاهی که حرمت و حرمی دارم

لطیف و تازه و تر گفتم ، شکسته بسته اگر گفتم
که دل شکسته ام و از دل شکسته تر قلمی دارم

#حسن_دلبری
@sherotarane
دیدگاه ها (۵)

گفتم #غم تو دارم گفتا غمَت سرآیدگفتم که #ماه من شو گفتا اگر ...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآ...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید /گفتم که ماه من شو گفتا اگ...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط