دراین جهان اگر این عشق را بهایی هست

دراین جهان اگر این عشق را بهایی هست
بدان که در پس این عشق اشنایی است
نه آنکه دل به کسی داد ز حق شود غافل
همیشه در دل عشاق هم خدایی هست
به گیسو ان بلند تمام شالیزار
برای عاشق و معشوق خسته جایی هست
اگر چه بسته شده هر زبان مظلومی
ولی در این گذر عشق هم صدایی هست
اگر چه بند به پاهای عاشقان بستند
ولی عزیز دل من از آن رهایی است
هزار مرتبه آتش گرفته قلب عشق
عجیب اینکه دراین دل گلم وفایی هست
دیدگاه ها (۹)

چشم دل از رفتنت ابریست چون فصل خزان بی تو گریانم، نگریان...

ذکرِ خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر وقرار...

‍ حس می کنم کنار تو از خود فراترمدرگیر چشم های تو باشم رهاتر...

حال خرابم با حضوری جا نمی آید بعد از تو دیگر هیچ کس! اینجا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط