من خرابم تو به آبادی من فکر نکن

من خرابم تو به آبادی من فکر نکن
من اسیرم تو به آزادی من فکر نکن
تو به اندازه ی یک برگ پر از رویایی
تو به بد نامی و رسوائی من فکر نکن
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

من اسیر دردم و زجر مُجسم شده ام تو به درد و غم پنهانی من ف...

تو بهاری برو با برگ و شکوفه خوش باش من خزانم تو به بی برگ...

در همه جای این زمین هم نفسم کسی نبودزندانیه این قفسماز این ح...

زمین دیار حسرت استاز این دیار خسته ام

مثل یک میلیونر فکر کن مثل یک ورشکسته تلاش، رویاهاتو زندگی ...

آفتاب را به من بسپارو فرداها را به دست‌هایمدیروزها را در جیب...

وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی«تا با تو بگویم غم شب های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط