اجباری ازدواج

اجباری ازدواج
P:5
"ویو الیزابت"
رفتم جموم لباسمو پوشیدم و رفتم پایین مثل همیشه اسین لباسشو بالا زده بود و کتشو روی دوشش
_سلام خانم کیم
+هوفففف بریم؟
_بله ملکه من
تو ماشین بودیم ساکت بود‌ خیلی ساکتتتت ولی خودش شوکوند این سوکوت رو
_از کنارم جم نمیخوری با کسی
+دست نمیدم مشروب نمیخورم جایی نمیرم اگه برم با تو میرم درسته؟
_بله
رسیدیم هوففففف مهمونی پس برای کوکه رفتیم و آلما رو دیدم وایسا چرا؟ زدم به پام تهیونگ صورتش جم شد و نگام کرد
+چرا نگفتی مراسم کوکه؟بعد آلما چیکار میکنه؟
_همینه که هست و دومم من نمیدونم
هعیییی
+من میرم پیش آلما
_قانون۳ رو یادته؟
+باشه باهم بریم
...
خماری خب تمام پست ها
شرط:
"لایک:۲۰"
"بازنشر:۱۰"
"فالو:۱"
#کمپانی_ویکتور
دیدگاه ها (۱۵)

اجبازی ازدواجP:4"تیهونگ"برای اینکه نزدیکش بشم باید عادت کنه ...

اجباری ازدواجP:3 "ویو الیزابت"تمام شد رفتیم تو ماشین و تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط