ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدم

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدم
جان‌خود راسوختم مستانه معشوقت شدم

در کنار پنجره بنشسته‌ام با تاب و تب
چون‌مرا افسون‌نمودی مست‌چشمانت شدم

در سیاهی‌های شب مهتاب دنیایم شدی
چون قمر در عقرب آن قد و بالایت شدم

آن نگاه مست تو دیوانه گرداند مرا
می کجا، خم کو وساقی، ساغر جامت شدم

ای که بر هجرت وجودم رفته بر تاراج یار
گربمیرم ازغمت شک نیست پریشانت شدم
(ندا)
https://telegram.me/joinchat/BY1Y_D7nTDW_ZuPqnuxw5A
دیدگاه ها (۷)

ای‌تو دوست‌داشتنی‌ترین بهاری که می‌بینمصبح‌شد وگویا که‌نور ر...

هرچه من دل می‌دهم اما تو حاشا می‌کنیدیده‌ ام گردیده خون‌ تن...

مولای غریب، که کشته زهر کین شدیمولا ای‌ حیدر‌کرار به ‌...

.ﺩﯾﺸﺐ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺍﺑﺮ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻣﻬﺘﺎﺏ ﺍﺯ ﮐﺮﺍﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﮐﻨﺞ...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان ‌خود راسوختم مستانه م...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان ‌خود راسوختم مستانه م...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط