گاهگاهی که دلم یادِ تو را می گیرد...

گاهگاهی که دلم یادِ تو را می گیرد...

تک تکِ فاصله ها...

در گذر تلخ زمان می میرند...

در همه جای دلم...

شوق دیدار تو جان می گیرد...

خانه ی تنگ دلم بوی تو را می گیرد...


گاهگاهی که شبی خواب تو را می بینم...

در خیالِ خوشِ خواب...

دست تو را می گیرم...

من برای تو و آن...

خنده ی مستانه ی خوش می میرم...

خسته ام، کاش کنار تو دمی بنشینم...


گاهگاهی که دلم یاد تو را می گیرد...

اشک از چشمان ترم می ریزد...

طاقتم می میرد...

انتظارت روزی...

عاقبت جان مرا می گیرد...(تقدیم به مخاطب خاصمM)
دیدگاه ها (۲)

باران ازپشت شیشه ماشین امروزعصر

خدایااااااااااااااااااااا......

میلرزد...دلــــم را میگویم،وقتی لبخندتـــ رو به من باشد ...

کِی رفتی؟یادم نیست...فقط می دانم سالهاست که نیستی، سالهاست ک...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط