کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست

کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟


چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را

#فاضل_نظری


#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکر نو
دیدگاه ها (۳)

جای خلوتی می خواهم ؛و صدای او را که دائم بگوید:دوستت دارمدوس...

چند قدم که دور میشوم صدای فریاد شادی پسرک توی پارک بلند میشو...

مثلِ یک کلبه ی ویرانه پُر از آوارم...«دوستت» کاش نمی داشتم ا...

بابا لنگ دراز عزیزم:تمام دلخوشی دنیای من اینست که ندانی دوست...

_سناریو_

وقتی سرما خورده بود و...

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط