☆_هزار یک شب_☆
☆_هزار یک شب_☆
♡پارت:5
میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه تنها نیستی دیگه بای بای
ا/ت:نه میا نرو منو با اینا تنها نزار ای کثافت رفتم ببینم شما تو خونه من چیکار
میکنید
نامجون:ببین دختر خانوم ما این خونه رو از جک خریدیم
ا/ت:اما منم این خونه رو با قیمت بالا از جک حرومزاده خریدم
کوک:ما اینجا هشتا اتاق داریم و یکیش اضافه ی
ا/ت:کجاست اتاق
جیمین:طبقه بالا سمت چپ یک در قهویی رنگه میخوای وسایلت رو بیارم بالا
ا/ت:نمیخواد خودم مگه شلم
جیهوپ:ولش کن داداش بهش خوبی نیومده
ا/ت:بهشون محل ندادم رفتم بالا وسایلم رو چیدم و خودمو انداختم رو تخت
ویو ا/ت
از خواب پاشدم نگاه به ساعت کردم ٧ بود رفتم
و لباس عوض کردم کار های لازم رو انجام دادم رفتم پایین دیدم سر
میز شام نشستن دارن غذا میخورن راستش خودمم خیلی گشنم بود
بیشتر رفتم پایین که یکشون منو دید
تهیونگ:مادمازل بیا شما بخور
پایان قسمت پنج
♡پارت:5
میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه تنها نیستی دیگه بای بای
ا/ت:نه میا نرو منو با اینا تنها نزار ای کثافت رفتم ببینم شما تو خونه من چیکار
میکنید
نامجون:ببین دختر خانوم ما این خونه رو از جک خریدیم
ا/ت:اما منم این خونه رو با قیمت بالا از جک حرومزاده خریدم
کوک:ما اینجا هشتا اتاق داریم و یکیش اضافه ی
ا/ت:کجاست اتاق
جیمین:طبقه بالا سمت چپ یک در قهویی رنگه میخوای وسایلت رو بیارم بالا
ا/ت:نمیخواد خودم مگه شلم
جیهوپ:ولش کن داداش بهش خوبی نیومده
ا/ت:بهشون محل ندادم رفتم بالا وسایلم رو چیدم و خودمو انداختم رو تخت
ویو ا/ت
از خواب پاشدم نگاه به ساعت کردم ٧ بود رفتم
و لباس عوض کردم کار های لازم رو انجام دادم رفتم پایین دیدم سر
میز شام نشستن دارن غذا میخورن راستش خودمم خیلی گشنم بود
بیشتر رفتم پایین که یکشون منو دید
تهیونگ:مادمازل بیا شما بخور
پایان قسمت پنج
- ۳۸۹
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط