چه هوایی ،

چه هوایی ،
چه طلوعی ،
جانم ....


باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم میدانم ،
به خدایی که دلش پروانه است ،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد ،

به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲۲)

خداوندا...همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...قل...

بشناسید خداراهر کجا یاد خدا هستهر کجا نام خدا هستسقف آن خانه...

گاهی چه دلگیر میشوی از خدا و گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ...

چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم باشد که اگر قا...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

سهراب سپهری..چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ب...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

چه هواییچه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط