بوسه گر از عشق آید در میان هر لبی

بوسه گر از عشق آید در میان هر لبی


تا ثریا میبرد مجنون خود را هر شبی


گر که مستان از پی پیمانه حیران میشوند


عاشقان از بوسه ی معشوقه نالان میشوند
دیدگاه ها (۱)

مگه قلب من بت بود ...که خدا تورو واسه شکستنش فرستاد !!هان !؟

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوشم با تو چقدر وا...

زلــــزلـه یـعنـیصــدای قـــدم هـای تــووقــت رفــتنت!!!!!!!...

من آتش عشقم که جهان در اثرش سوختخورشید، شبی پیش من آمد، جگرش...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

عاشقانه حرم

او در میان هجوم وحشیانه‌ی دست‌ها و سنگینیِ نگاهی که نشانی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط