تو خيابون داشتم ميرفتم يارو از پشت بوم شاشيد روسرم.....

تو خيابون داشتم ميرفتم يارو از پشت بوم شاشيد روسرم.....
داد زدم اوووووووووي آقااااااا
گفت چته برو خداروشكر كن اسيد نپاشيدم روسرت؟!!!!!!!!!!!؟؟؟!
سرمو انداختم پايين و گفتم آقايي داداش
اصلا شما برين به ما
والا ديگه نميشه كل كل كرد......khkhkh
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

#ارباب‌سنگدل #پارت_10ویوی ا.ت : با دردی تو کل بدنم از خواب ب...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط