امشب دلم خیلی خیلی هوای گریه داشت . با تلنگر قطره های بار

امشب دلم خیلی خیلی هوای گریه داشت . با تلنگر قطره های باران بر

پنجره اتاق دلتنگی هایم ،چتر ایمن تنهایی ام را برسر گرفته و به زیر باران رفتم.

رفتم تا که های های گریه هایم در فریاد آسمان خاموش شود .

رفتم تا که مبادا فریاد بی صدایم به گوش هر نامحرم عشق برسد.

در دل نیمه های شب ، سرشار از ترانه ی غم، خلوت پر از تنهایی ام را زیر

باران گذاشتم و باز گشتم.

و هرگز کسی ندانست که من خیس خیسم از باران اشکهایم.

عاشقانه دوست دارم باران را که چه زیبا هق هق شبانه ام را در بغض آسمان

پنهان ساخت.

عاشقانه دوست دارم باران را که چه زیبا راز اشکهایم را به نجوا فاش نساخت.

عاشقانه دوست دارم باران را...
دیدگاه ها (۱)

عاشقی کن که هنر نیست به تن بالیدن از هر آغوش به آغوش دگر غل...

در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کنددر ظلمت سرد شبم ،...

✍خــــــــدایاچقـــــــدر ڪم طاقت شده ایم...چقـــــــدر زود ...

چگونه تو را فراموش کنم؟اگر تو را فراموش کنمباید سال هایی را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط